محمد مهدى ملايرى

340

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آنجا كه به تاريخ و فرهنگ ايران در اين دوران ارتباط مىيابد به درستى شناخته نشده‌اند ؛ ولى اثر آنها در اين زمينه بسيار ژرف و گسترده بوده و هرچه بيشتر شناخته شوند اين اثر روشن‌تر نموده مىشود . و به همين‌سبب در معرّفى تفصيلى اين استان از آنها با تفصيل بيشترى سخن خواهد رفت . كانون سوم جندىشاپور بود در خوزستان كه نه‌تنها در انتقال دانش پزشكى و بيمارستانى ايران به جهان اسلام و عرب اثرى بنيادى داشت بلكه سيطرهء خود را بر طب عربى اسلامى تا قرنها بعد هم همچنان حفظ كرد و حتى پس از پوشيده شدن نام‌ونشان آن از قرن چهارم هجرى به بعد برخى از سنّتهاى پزشكى و داروئى آن در طب دوره‌هاى بعد همچنان ادامه يافت . در اين‌باره پيش از اين در جاى ديگرى با تفصيل بيشترى سخن رفته است « 1 » . توضيحى دربارهء نام بهمن از آنچه گذشت مىتوان دانست كه همهء اين نامها كه به صورت بهمن اردشير يا اردشير بهمن يا شادبهمن در نام اين استان و نام يك تسوى آن آمده ، همه به يك اصل برمىگردند و آن بهمن پادشاه تاريخى و داستانى ايران است كه نام وى با تاريخ كيانيان و هخامنشيان هردو پيوسته ، و در ادب و فرهنگ ايران پيش از اسلام نام و آوازه‌اى داشته ، و در ادبيات ساسانى حكمتهاى فراوانى از او نقل مىشده ، و مقدارى از آنها هم در دوران اسلامى به عربى ترجمه شده و جزء آداب و حكم كتب اسلامى گرديده است « 2 » . و چون آشنايى صحيح با نام‌گذارى اين منطقه و تحولات جغرافيايى و انسانى آن با شناخت بهتر شخصيت تاريخى و داستانى اين بهمن و آنچه دربارهء او در مآخذ ايرانى و اسلامى آمده آسان‌تر خواهد گرديد ، از اين‌رو اين توضيح در اينجا اضافه مىشود .

--> ( 1 ) . و آن در كتاب « فرهنگ ايرانى پيش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامى و ادبيات عربى » است . در فصل هشتم آن با اين عنوان : « جندىشاپور ، مركز پزشكى ايران پيش از اسلام و در قرنهاى نخستين اسلامى » چاپ اول ، تهران 1322 ه . ش . چاپ سوم ، انتشارات توس ، تهران 1374 . ( 2 ) . ن . ك . الحكمة الخالدة ، ص 61 - 67 « حكم لبهمن الملك » .